تبلیغات
سرزمین شادی

کد دعای فرج برای وبلاگ

سرزمین شادی
بخنـــــــــــد تا دنیا به روت بخنـــــــــده 
قالب وبلاگ
نویسندگان
توی مبل فرو رفته بودم و به یکی از مجلات مُدی که زنم همیشه می‌خرد نگاه می‌کردم. چه مانکن‌هائی، چقدر زیبا، چقدر شکیل و تمنا برانگیز…

زنم داشت به گلدان شمعدانی که همیشه گوشه اتاق است ور می‌رفت. شاخه‌های اضافی را می‌گرفت و برگ‌های خشک شده را جدا می‌کرد. از دیدن اندام گرد و قلنبه‌اش لبخندی گوشه لبم پیدا شد. از مقایسه او با دخترهای توی مجله خنده‌ام گرفته بود.

زنم آنچنان سریع برگشت و نگاهم کرد که فرصت نکردم لبخندم را جمع و جور کنم.

گلدان شمعدانی را برداشت و روبروی من ایستاد و گفت:

“نگاه کن! این گل‌ها هیچ شکل رزهای تازه‌ای نیستند که دیروز خریده‌ام. من عاشق عطر و بوی رز هستم. جوان، نورسته، خوشبو و با طراوت. گل‌های شمعدانی هرگز به زیبایی و شادابی آن‌ها نیستند، اما می‌دانی تفاوتشان چیست؟”

بعد، بدون این که منتظر پاسخم باشد اشاره‌ای به خاک گلدان کرد و گفت:

“اینجا! تفاوت اینجاست… در ریشه‌هایی که توی خاک‌اند. رزها دو روزی به اتاق صفا می‌دهند و بعد پژمرده می‌شوند، ولی این شمعدانی‌ها، ریشه در خاک دارند و به این زودی‌ها از بین نمی‌روند. سعی می‌کنند همیشه صفابخش اتاقمان باشند.”

چرخی زد و روی یک صندلی راحتی نشست و کتاب مورد علاقه‌اش را به دست گرفت.

کنارش رفتم و گونه‌اش را بوسیدم. این لذت‌بخش‌ترین بوسه‌ای بود که بر گونه یک گل شمعدانی زدم…!




طبقه بندی: داستان زیبا، 
[ دوشنبه 2 تیر 1393 ] [ 12:36 ب.ظ ] [ شادینا شادینا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام امیدوارم از وب من خوشتون بیاد .
اگه خوشتون اومد لطفا یه صلوات واسه آقا امام زمان بفرستین
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :